یادبود شهدای شهرستان مهدیشهر
جمع مان جمع بود و حرفمان تازه گل انداخته بود دانش پای تلویزیون نشسته بود و با همه هوش و حواسش زل زده بود به صفحه آن با دیدن صحنه هایی از جبهه و پخش نوحه آهنگران اشک هایش هم جاری شد.کنارش نشستم و گفتم : چیزی شده ؟ جلوی فامیل چرا گریه می کنی؟ با ته صدایی بغض آلود گفت: یاد دوستانم افتادم خیلی هاشون شهید'>شهید شدن کاش من هم الآن اونجا بودم.این آرزو چندان طولی نکشید شهید دانش نبیلی در 31 تیر ماه سال 66 در منطقه سومار به دوستان شهیدش پیوست.( برگرفته از کتاب فرهنگ
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
یادبود شهدای شهرستان مهدیشهر
آمر به معروف و ناهی از منکر بود ؛ هیچوقت دیگران را مسخره و تحقیر نمی کرد به نزدیکان سفارش می کرد که کاری به کار دیگران نداشته باشید و به کسی ظلم و ستم نکنید گاهی که در مجلسی سخن از فردی می شد و یا عیب طرف بر ملا می شد شهید آنان را منع می کرد و می گفت : همه ما یک عیب ونقطه ضعف داریم مواظب عیوب خودمان باشیم که خداوند شاهد و ناظر اعمالمان می باشد.
شهید درودی در تیر ماه سال 61 عازم جبهه ها گردید و در عملیات رمضان حضور یافت و در همین عملیات بود که آسمانی
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
یادبود شهدای شهرستان مهدیشهر
امروز سالروز شهادت یدالله تبیانیان است خوب است متن وصیت شهید را بار دیگر مرور کنیم:بسمه تعالي« ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون ويقتلون وعدا عليه حقا في التوريه والانجيل و القرآن ومن اوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعکم الذي بايعتم به وذالک هوالفوز العظيم » خدا جان و دل اهل بهشت را خريداري کرده آنان در راه خدا جهاد ميکنند که دشمنان دين را بکشد و يا خود کشته شوند اين وعده قطعي است بر خدا و عهدي است که
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
یادبود شهدای شهرستان مهدیشهر
هر باری که به جبهه می رفت جلویش را می گرفتم با دلایل متعددی سعی می کردم او را از عزیمت به جبهه ها منصرف سازم ولی با جواب هایی که به دلایل و بهانه های من می داد از کار خود پشیمان می شدم. در یکی از اعزامها به او گفتم: تو دیگر دانشجو شده ای بهتر است دَرست را بخوانی مملکت ما به تحصیل کرده هایی چون تو محتاج است. او در حالی که بهتر از من حرف هایم را می فهمید سری تکان داد و گفت: اگر من نروم چه کسی باید به جبهه ها برود؟!شهيداحــمـد مـخـتـاري پس از سالها ح
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
عده ای سرب و گلوله عده ای میلیارد ها
هردوتا خوردند اما
این
کجا
و آن کجا؟
این یکی از سوز ترکش آن یکی هم در سونا
هر دو می سوزند اما این کجا و آن کجا؟
عده ای بر روی مین و عده ای بر بال قو
هر
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
هر باری که به جبهه می رفت جلویش را می گرفتم با دلایل متعددی سعی می کردم او را از عزیمت به جبهه ها منصرف سازم ولی با جواب هایی که به دلایل و بهانه های من می داد از کار خود پشیمان می شدم. در یکی از
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی
یکم فروردین ۱۳۳۷، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش غلامحسین و مادرش زهرا نام داشت. دانشجو کارشناسی در رشته اقتصاد درس خواند. دانشجو و کارمند اداره تبلیغات و انتشارات مجلس بود. ازدواج کرد و
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی


مجتبی در اوایل سال ۶۳ به جبهه رفت. به خاطر سن کمش مخالف حضورش در جبهه بودم ولی روح بیقرار مجتبی طاقت ماندن نداشت. عشق و علاقهاش...
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی

سال هاست شهدا رفتهاند و چهرهها تقریبا به یاد نمی آید مگراینکه به عکس های آن دوران نگاه کنیم شاید ردی از روزگار به ذهنت خطور کند اما مصطفی استثنا است چهره اش اینقدر برایت واضح است..
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی

شهيد عباس (اسفندیار) ربانیان در اسفند ماه سال 1338 در مهدي شهر به دنيا آمد دوران ابتدايي و راهنمايي را در مهدي شهر و تا دوم نظري را در سمنان گذراند. شهيد از همان كودكي با كار...
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی

حضور در جبهه در آن موقعیت زمانی بر همه چیز برای شهید عزیزمان ترجیح داشت در آخرین باری که عازم جبهه بود حالت دیگری داشت انگار ...
برچسب:
نویسنده: پویان حسنی