شهدای مهدی شهر

متن مرتبط با «قسمت اول امام علی» در سایت شهدای مهدی شهر نوشته شده است

شهید علی بختیاری – یک گونی کنسرو بجای عراقی آورد!

  • نیلوبلاگ

    عملیات والفجر 3 تمام شده بود، قبل از ورودی شهر مهران در بالای یکی از تپه ها سنگر ما بود و من با علی بختیاری نشسته بودیم که صدایی شنیدیم که می گفت :کسی به طرف ما می آید . علی داد زد شلیک نکنید زنده اونو بگیریم . ولی با این حال شلیک شد و سرباز عراقی فرار کرد و علی از سنگر بیرون پرید و دنبال عراقی رفت تا نزدیکی غروب خبری از علی نبود که بالاخره مجددا صدایی آمد که می گفت: یکی داره به طرف ما می آد. به بچه ها اعلام کردیم که چنانچه علی باشه به طرف شلیک نکنند.وقتی به ما رسید دیدم که یک گونی بزرگ در کولش هست با شوخی به من گفت بیا این را از من بگیر که خیلی سنیگن است. از او گرفتم داخل گونی نگاه کردم دیدم که کنسرو تن ماهی است . گفتم کجا بودی ؟ با لحنی آرام گفت: نتونستم اون عراقی را بگیرم و به بچه ها کادو...

    ادامه مطلب
  • محرم در محرم (قسمت دوم)

  • نیلوبلاگ

    به همراه چند نفر از همرزمان؛ در ورودی یک سنگر استراحت  عراقی با چراغ قوه داخل سنگر را نگاه کردیم چند نفر در سنگر خوابیده بودند این در حالی بود که بر اثر سر و صدای ناشی از تیراندازی ها و انفجار خمپاره خیلی از نیروهای دشمن پا به فرار گذاشته بودند.با اسلحه کلاشینکف داخل سنگر را پاکسازی نموده و برای هدف بعدی حرکت کردیم.دستور این بود که شب هنگام و در حالت حمله اسیر گرفتن معنا ندارد.  هوا کم کم داشت روشن می شد لذا در داخل آشیانه (سنگر) تانک نماز خود را خواندیم و منتظر ماندیم تا هوا کاملا روشن شود. از سنگر بیرون آمده و از شیاری که بصورت پرتگاهی بود به پایین حرکت نمودیم همین که به پایین رسیدیم حدود 8 نفر از عراقیها را دیدیم که ظاهرا منتظر بودن تا تسلیم نیروهای ایرانی شوند بعدا متوجه شدیم ک...

    ادامه مطلب
  • شهید مجتبی سعیدی – حضور در جبهه با توسل به امام زمان(عج)

  • نیلوبلاگ

    مجتبی در اوایل سال ۶۳ به جبهه رفت. به خاطر سن کمش مخالف حضورش در جبهه بودم ولی روح بیقرار مجتبی طاقت ماندن نداشت. عشق و علاقهاش......

    ادامه مطلب
  • شهید علی سراج - اجازه از رهبر

  • نیلوبلاگ

    مومن زمان شناس است ؛ مادر شهید سراج می گفت : شهید علی احترام زیادی به پدر و مادر داشت و اگر حرفی می زد که فکر می کرد باعث ناراحتی ......

    ادامه مطلب
  • شهید علی حامدی - من جانباز نمی شوم شهید می شوم!

  • نیلوبلاگ

     روزی علی از مدرسه به خانه آمد وگفت : می خواهم به جبهه بروم در جواب سخنانش گفتیم تو بچه ای و نمی توانی در آنجا کاری انجام دهی . ولی او قبول نمی کرد و می گفت : دشمن تمام مرز های ما را گرفته است. اسلام در خطر است، حرف هایی را می زد که برای ما جالب بود.قصد داشتیم با شیوه های مختلف او را از رفتن به جبهه منصرف سازیم ولی او قبول نمی کرد ؛ به او می گفتیم  اگر تو به جبهه بروی یا دستت قطع می شود یا پایت .ولی او می گفت : من جانباز نمی شوم به محض رفتن شهید می شوم .بلاخره ما را راضی کرد وبه پادگان آموزشی شهید کلاهدوز شهمیرزاد رفت پس از آموزش به جبهه رفت و پس از  15 روز به شهادت رسید.( به نقل از مادر شهید – برگرفته از سایت نیزوا )نام : علینام خانوادگی : حامدی نام پدر: ابراهیمشغل : کارگرتار...

    ادامه مطلب
  • شهید علی اکبر طاهرزاده - اهل عبادت و بندگی خدا

  • نیلوبلاگ

    اهل عبادت و بندگی بود ؛ بارها او را قبل از عملیات کربلای 4 بعد از نمازهای یومیه می دیدم که در سجده های شُکر در حالی که سر و رویش را با اورکت پوشانده بود ؛ دقایق زیادی با معبودش راز و نیاز می کرد و از آخرین کسانی بود که از حسینیه گردان بیرون می آمد.در نزدیکی گردان در مقر قائمیه دزفول تپه ای بود که غر...

    ادامه مطلب
  • کربلای امام حسین علیه السلام در وصیت نامه برخی شهدا

  • نیلوبلاگ

    سلام بر سرزمین تفتیده کربلا؛ سرزمینی که سراپای آن را عشق گرفته است؛ سرزمینی که خاکش شفابخش دردهای بی درمان است؛ سرزمینی که جگرگوشه علی و زهرا را در خود جای داده است؛ سرزمینی که در آن امامی ندای......

    ادامه مطلب
  • شهید سید میر محمد علی سادات حسینی – زندگینامه

  • نیلوبلاگ

    در سال 1347 در شهر مهدی شهر به دنیا آمد پدرش سید احمد نام داشت و تا دوم ابتدايي درس خواند.كارگر كارخانه کفش بود. ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد و به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت و بر اثر بمباران شیمیایی مصدوم شد در شانزدهم مهر 1369 ، در بيمارستان امیرالمومنین سمنان بر اثر عوارض ناشی از این جراحت به فیض شهادت نائل آمد ....

    ادامه مطلب
  • شهید حجت الله زینعلیان – زندگینامه

  • نیلوبلاگ

    دوم اسفند سال 1351 در شهرستان مهدي شهر به دنيا آمد. پدرش عوض محمد نام داشت . تا اول راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظيفه در جبهه حضور يافت . و در بیست و یکم شهریور ماه سال 1370 ، در زيوه توسط گروههای ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به قلب شهید شد و در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد....

    ادامه مطلب
  • «امام اول ... علی»

  • نیلوبلاگ

    این اشعار بسیار سنگین و با ابهت و پر جذبه ، مثل نهیب زدن به کسی خصوصا وقتی بچه ها کلمه «علی» را تکرار می کنند . این رجز و شعار که از اول جنگ تا همین اواخر داده می شد شاید کمتر رزمنده ای باشد که حداقل یک بار آن را نشنیده و در اجرای آن شرکت نکرده باشد این شعار در صبحگاهها و به هنگام دویدن مشاهده و ذکر شده است......

    ادامه مطلب
  • شهید علی اکبر تورانیان - مدرک واقعی را در جبهه می گیرم

  • نیلوبلاگ

    مادر شهید می گفت : انقلاب که شد این فرزندم اصلا در خانه حضور نداشت و چون خطاط بود تا نیمه های شب در کتابخانه شهید مطهری مشغول خطاطی و نوشتن پارچه بود. یک بار برای اعزام فرار کرده ......

    ادامه مطلب
  • شهید علی مقصودی – اَحسَنُ الحال

  • نیلوبلاگ

    شهید علی مقصودی در جبهه نسبت به این بنده گنهکار سراپا تقصیر اظهار علاقه می کرد و می گفت : « هر جا محمدرضا باشه من با او هستم ». در آن مدتی که همسنگرِ این جوان......

    ادامه مطلب
  • محمد علی نازی اول – زندگینامه

  • نیلوبلاگ

    در سوم خرداد 1341 در روستای زنگيان از توابع شهرستان گرگان به دنيا آمد. پدرش غلام نام داشت. خواندن و نوشتن نمی دانست.ازدواج كرد و صاحب دو پسر شد و به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. دوازدهم شهریور سال 1361، در تولیور بر اثر اصابت گلوله توسط گرو ههاي ضدانقلاب به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهدايدرجزين شهرستان مهدی شهر واقع است....

    ادامه مطلب
  • شهید علی توفیقیان – روزه سیاسی !

  • نیلوبلاگ

    انسان جسور و مبارز و در عین حال اهل عبادت و بندگی از خداوند بود ؛ مراسمی به مناسبت شهدای تبریز در قم برگزار می شد ما از تهران به سمت قم حرکت کردیم در بین راه ......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    کربلای امام حسین | كربلا امام حسين | کربلا و امام حسین | شعر کربلا امام حسین | عکسهای کربلا امام حسین | واقعه کربلا امام حسین | کربلا زیارت امام حسین | داستان کربلا امام حسین | کربلا تولد امام حسین | شهید سید حمید میرافضلی